تبلیغات
سجاده ها - انذار؛ از غلبه ی انکار
سجاده ها

دسته ها

.

آخرین ها

سابقه ها

انذار؛ از غلبه ی انکار

فرحناک، تشکیل گروه های امیدزایی از دانشجوطلبه های تازه نفس است که در مسیر های تخصصی مختلف وارد شده و هر گروه، در حلقه استاد یا اساتیدی، بر امری متمرکز اند. علاوه بر تحصیل دانش دانشگاهی در آن علوم، عن­قریب است که پای شان به رکاب اجتهاد نیز برسد.

خود را وقفِ از زمین برداشتن بار نرم افزاری انقلاب کرده اند و چنان که جود و جهاد می کنند، دور نیست که پرده را از الگوهای عام اداره حیات انسان - از گهواره تا گور- بر دارند.

و ناگزیر در این مسیری که می روند، مدل ها و الگوهای اولیه ای را تولید و عرضه می کنند تا محک آزمون و عملیات هم آن ها را بسنجد. و تمامی شان برخوردار از قوت هایی هست و لاجرم شامل ضعف هایی.

اما کیفیت مواجهه ما با مدل هایی که مدعی اند از دین برآمده اند، چگونه باید باشد؟

ملاحظاتی دارد. یکی اش آن است که:

باید جلوی لجام گسیختگی و استعلای ذهن را در مواجهه های این چنینی گرفت و تواضع معرفتی را حفظ کرد تا غرور و استغنا، محرومیت نیاورد.

کبریایی دین، ایجاب می کند که خیلی از فهم ها بعد از تواضع و تلمذ، حاصل شود. نه سر میز مناظره. فتأمل!

در روزگاری که به مرور و به آرامی، صید های اصطیاد شده از دو دریای قرآن و عترت، عرضه به بازار می شود و جشن های رونمایی از نظرات ناب الگوهای متعدد دینی و بومی، یکی پس از دیگری، بر پا می شود، اگر با اتکا به رسوب های آکادمیک امروز، به هر یک از این مدل ها بگوییم: «قاعدتا ً من، توان فهم تمام  ِتو را دارم، تو باید تمام  ِخودت را به محک فهم من عرضه کنی تا تو را ارزیابی کنم» این نگاه سوبجکتیو - که متاسفانه عمومیتی فراگیر هم دارد- مخلّ این سامان است. (گرچه سوال از اینجا آغاز می شود اما به همین جا ختم نمی شود.)

کار البته پیش می رود، و به منتهای نهایت خود می رسد، اما این «غلبه ی انکار»، هزینه ها را بالا می برد.

آن روز همه، توصیه به استماع قول و اتّباع احسن می کنند، اما نه گوش استماعی مانده و نه پای اتّباعی. و بی حساب، مروّجان مکتب انقلاب را مخاطب عتاب می کنند که: ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟!

محروم، آن کسی است که با فهمی نصفه نیمه و با یک مزمزه کردنِ نیم ساعته، بزند زیر میز! یا اگر احترام کرد و نزد، در ذهنش کنار دیدنِ سرفصل این مباحث، یک تیک بزند (که این را هم دیدیم و چیزی نداشت !) و آن را در خاطراتش بایگانی کند.

در مواجهه با قوت و ضعف های مدل های اولیه ی بومی، چه عکس العملی، "کاملا درست" است؟

درباره اینجا